تبليغاتX
به نام او که اگر حکم کند همه محکومیم

از شيوانا عارف بزرگ پرسيدند وفادارترين مردي که ديدي که بود؟ او گفت:"

 

جواني که هنوز ازدواج نکرده بود و هنوز نمي دانست همسرش کيست و

 

چه شکل و قيافه اي خواهد داشت اما با اين وجود هرگاه با دختري جوان

 

برخورد مي کرد شرم و حيا پيشه مي کرد و خود را کنار مي کشيد. او

 

وفادار ترين مردي بود که در تمام عمرم ديده بودم.                          

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 16:51 توسط حدیثه |

زیباترین قلب

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد . جمعيت زياد جمع شدند . قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت . ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست . مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايي دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟ مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي از زخم و بريدگي و خراش است . پير مرد گفت : درست است . قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند . گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام . اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست ؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت . مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود .

                                                                                                                       

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوم شهریور 1386ساعت 2:56 توسط حدیثه |

همه چیر درباره جنیفر لوپز (هول نشو آروم آروم بخون)

زندگی نامه جنیفر لوپز

برای مشاهده به ادامه مطلب مراجعه فرمایید.

 


ادامه مطلب
لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 3:3 توسط حدیثه |

تست روانشناسی دختر و پسری

دختر و پسری که با هم دوست بودند و قرار گذاشته بودند با هم ازدواج کنند برای گردش به جنگل میروند آنها به یک رودخانه خروشان و پر آب میرسند برای عبور از رودخانه باید از روی یک پل چوبی قدیمی می گذشتند

هنگام عبور از پل دختر تعادلش را از دست می ده و به آب می افته. آب دختر را کیلومتر ها دورتر میبره

که خوشبختانه یک مرد قایقران دختر را از آب می گیره و اونو  نجات می ده

مرد قایقران جریان رو جویا می شه... و از اونجایی که خیلی مررررد بوده به دختره پیشنهادمی ده :

حاضرم تو رو پیش پسر مورد علاقه ت ببرم ولی به یک شرط؟! به شرط اینکه قبل از اینکه تو رو پیش دوست پسرت ببرم با هم از اون کارا(...) بکنیم

دختر ، درمونده و مستاُصل مجبور می شه تن به این خواسته بیشرمانه بده

( این یه تیکه سانسور...)

مرد قایقران وقتی کارشو تموم کرد و دختر رو از دختری انداخت اون رو پیش پسر مورد علاقه اش میبره

دختر به محض رسیدن به عشقش او رو در آغوش می گیره و با گریه تمام ماوقع رو برای پسر رویاهاش ! تعریف می کنه

و اما پسرک با شنیدن جریان به شدت عصبانی می شه و به دختر می گه : دیگه حاضر نیستم لحظه ای در کنارت باشم !! دختر میزنه زیر گریه ولی پسرک بی توجه به او می ذاره و می ره!!!

دختر تو سرو کله اش داشته می زده که مردی عابر از راه می رسه . با شنیدن داستان به شدت متاُثر می شه

 و با مهربانی به دختر می گه : من حاضرم با وجود تمام این اتفاقات با تو ازدواج کنم

تموم شد

حالا شما به هر کدوم از شخصیت های این داستان بر حسب رفتارشون یه نمره از ۰ تا ۲۰ بدید

امتیاز بدید ... در پست بعدیم ، جواب تستو بهتون می دم .

نمره ای که به هر کدوم از آدمای این داستان میدید نشون دهنده ابعاد شخصیتی شماست

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:57 توسط حدیثه |

لباسهای تنگ

من نمیدونم چرا لباسهای تو تن خانمها اینقدر آب میره این موضوع ما را بر آن داشت تا یک تحقیق بکنیم ببینیم چرا لباسهای تو تن خانمها آب میره ، ما به همراه تیم اعزامی تحقیقات خودمونو شروع کردیم . در مرحله اول تحقیقات گفتیم شاید مشکل از پودرهای لباسشویی باشد به خاطر همین کلی پودر لباسشویی خریدیم و چند عدد لباس مخصوص خانمها رو هم درونش انداختیم اما نه تنها لباسها آب نرفت بلکه گشادتر هم شدند و این قضیه به ما ثابت کرد که اشکال از پودرهای لباسشویی نیست در مرحله بعدی گفتیم شاید به خاطر اینکه لباسهای خانمها گران قیمت شده و برخی قدرت خرید ندارند و ترجیح میدهند از لباسهای دوران کودکی خود استفاده کنند و رفتیم تحقیق کردیم از خانمهایی که لباسشان تنگ شده دیدیم که همشون مایه دارند و قدرت خرید خفن تر از اینو هم دارند پس مشکل از بی پولی و قدرت خرید کردن نبود. در مرحله بعدی گفتیم شاید بعضی از خانمها برای راحتی خود از این لباسها استفاده میکنند اما متوجه شدیم این لباسها ، لباسهای راحتی نیستند و لباسهای ناراحتی هستند و پوشیدن اونها آدم رو بیچاره میکنه شما فرض کنید دور کمر خانمی 50 باشه اما بره مانتویی بخره که دور کمرش45 دیگه خودتون فشار رو احساس کنید .خلاصه نتیجه تحقیقات ما عقیم ماند و نتیجه ای در بر نداشت و از شما درخواست میشود اگر علت تنگ شدن و آب رفتن لباس خانمها رو میدونید برای ما هم توضیح بدهید هم اکنون نیازمند یاریه سبزتان هستیم (بنیاد امور آب رفتن لباسها)

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:53 توسط حدیثه |

:: آلبوم زیبای غروب تا طلوع از سیاوش قمیشی ::

۱- ترانه فرنگیز با حجم ۳.۸ مگابایت

۲- ترانه خوابه بارون با حجم ۳.۴ مگابایت

۳- ترانه فاصله با حجم ۳.۴ مگابایت

۴- ترانه طلوع با حجم ۳.۹ مگابایت

۵- ترانه بارون با حجم ۴.۲ مگابایت

۶- ترانه غروب با حجم ۳.۴ مگابایت

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:49 توسط حدیثه |

:: علی لهراسبی ::

سلام عزيزان ! براي اين پست يك آهنگ زيبا از آلبوم مثلث كه خواننده اون علي لهراسبي هست انتخاب كردم . آهنگ معروفه و نيازي به توضيح نداره ، اسم اون بيراهه ها است. عكس روي جلد آلبوم هم مي گذارم خالي از لطف نيست .

دانلود آهنگ :اینجا

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:46 توسط حدیثه |

:: آلبوم 2007 هيچكس ::


امروز اومدم تا يك آهنگ ريبا از آلبوم جديد هيچكس قرار بدهم .
من خودم زياد آهنگ هاي رپ گوش نمي دهم ولي اين آهنگ واقعا ً ارزش شنيدن داره .
يك جوري مي خواد ناهنجاري هاي اجتمائي و همچنين اختلاف طبقاتي رو نشون بده ، كه به نظر من كاملا ً در اين كار موفق بوده است . دانلود كنيد ، مطمئن باشيد پشيمون نمي شويد

.

دانلود آهنگ : اینجا

 چون اينترنت من گازوئيليه فقط آهنگ برتر آلبوم رو قرار مي دهم .

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:43 توسط حدیثه |

:: Gipsy King ::

سلام عزيزان ...
حتما شما هم مثل من مجموعه راه بي پايان كه چهار شنبه ها از شبكه سه پخش ميشه مي بينيد ! اشتباه حدس زديد ... اين پست نقد فيلم نيست . البته فيلم خوبيه و خيلي مخاطب داره بخصوص نسل جوان كه بيشتر جمعيت رو تشكيل مي دهند .
بين فيلم يك آهنگ از يك خواننده اسپانيايي پخش ميشه . واقعا زيباست و آدم رو به فكر فرو ميبره . اين خواننده Gipsy King نام داره و خيلي خواننده معروف و محبوبي هست . البته در ايران قبل از پخش سريال راه بي پايان زياد شناخته شده نبود .
تو اين پست مي خواهم يه عكس از اين خواننده به ضميمه آهنگ روي سريال رو بگذارم . اميدوارم خوشتون بياد .

دانلود آهنگ :اینجا

البته از اين خواننده يك آلبوم كامل رو دارم ولي چون فضاي كافي براي آپلود ندارم و همچنين اينترنت من خيلي كم سرعته و خيلي آپلود طول ميكشه نمي تونم آلبوم كامل رو بگذارم . سوالات دوستان هم خصوصي پاسخ دادم ولي اگه تونستن تو پست دوباره سوال و جواب ها مي گذارم شايد به دردتون بخوره . اگه سوالي هست در خدمتيم !
اميدوارم من اين قدر دوستون دارم شما هم به ما لطف داشته باشيد و نظرتون رو بگيد
!

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 2:39 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 4:27 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت 4:7 توسط حدیثه |

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد

طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم

يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست

به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم

يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا

دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم

يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست

دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم

يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم

طلب سوختن بال و پر کس نکنيم

ولي آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟

ياد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم

گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد

دل ديوانه من بهر که افتاده به خاک

ياد من هست که د يگر دل من تنها نيست

ياد من هست که ديگر دل تو مال من است

ياد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک

ياد تو باشم و هر دم بکنم راز و نياز

ياد تو باشد از اين پس من و تو ما شده ايم

هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ايم

 

 

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت 18:24 توسط حدیثه |

آینده

من از آینده می ترسم....من از فرداهای نیامده می ترسم....من می ترسم از کوچه های نا آشنا روزگار بگذرم....می ترسم به بن بست برسم....اگر راه برگشتی نبود چه باید بکنم؟؟؟می ترسم....ولی امید خواهم داشت  آنکه دوستش دارم کمکم کند و راه را نشانم دهد...تنهایم نگذار.....

                                                       

                                                  نظر یادتون نره!!

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 5:2 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 5:1 توسط حدیثه |

تقدیم به بهترین ماه

و چرا غصه ؟! چرا؟!

ماه من، قصه چرا؟!

آسمان را بنگر،که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!

يا زمینی را که ،دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت!

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز،پر امنیت احساس خداست !

ماه من قصه چرا؟!

تو مرا داری و من

هر شب و روز ،

آرزویم ، همه خوشبختی توست!

ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست ، که خدا را دارند...

ماه من ! غم واندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ایت ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و

شکست،

با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود ، که خدا هست ، خدا هست !

او همانی است که در تار ترین لحظه شب ، راه نورانی امید

نشانم می داد...

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام،

غرق شادی باشد ...

ماه من !

                                                         غصه اگر هست، بگو تا باشد !

                                                       معنی خوشبختی ،

                                                      بودن اندوه است...!

ای                                                این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور

                                         چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند

                                        همه را با هم و با عشق بچین...

                                        ولی از یاد مبر؛

پشت                                    هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا !

                                             و در آن باز کسی می خواند ؛

                                          که خدا هست ،خدا هست

                                          و چرا غصه ؟! چرا؟!

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مرداد 1386ساعت 21:2 توسط حدیثه |

*قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم*

*فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم*

*گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات*

*اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درد برام*

*گفتم صدات و نشنوم ندیده از پیشت برم*

*پشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم*

*من میرم ولی باز تو بدون همیشه*

*یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه*

*گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم اگه تو نباشی می میرم*

*نامه رو تا تهش بخون گریه نکن طاقت بیار*

*نامه رو خط خطی نکن دو جمله هم دووم بیار*

*باور نکن یه بی وفا نامه می زارم و میرم ،نه!*

*قسمت زندگیم اینه به کی بگم مسافرم*

*سهم من از تو دوریه*

*تو لحظه های بی کسی*

*قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم*

*همیشه زنده میمونم با یه عالمه ترانه هام*

*منو ببخش اگه باز اشکام چکید رو نامه هام*

*دیگه تموم شد فرصتم خاطره هام پیشت باشه*

*تموم خاطره هاش خدا نگهدارت باشه*

لينك ثابت| نوشته شده در شنبه سیزدهم مرداد 1386ساعت 8:30 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 5:46 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 5:19 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 5:15 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 5:15 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 4:58 توسط حدیثه |

 
لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 4:56 توسط حدیثه |

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 4:32 توسط حدیثه |

مسابقه

مسابقه مسابقه

کلیپ فلشو ببینید و اسم خواننده را بگین و از ما جایزه بگیرین!!!!

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 4:15 توسط حدیثه |

عشق کهنه

لينك ثابت| نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مرداد 1386ساعت 1:12 توسط حدیثه |

خواب خوش

اووووه!!!!! شب خوش!!!!!

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 20:18 توسط حدیثه |

شیطنت

گاهی وقتها شیطنت کار دست آدم میده!!!!!

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 20:12 توسط حدیثه |

 
لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 20:0 توسط حدیثه |

خزان

مژده مژده

کلیپ فلش(خزان) برای علاقه مندان به موسیقی سنتی!!!!

خیلی زیباست

لينك ثابت| نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 19:40 توسط حدیثه |

شجریان

ببار ای بارون ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

                                  ای بارون

دلا خون شو خون ببار

بر کوه و دشت و هامون ببار

به سرخی لبای سرخ یار

به یاد عاشقای این دیار

به داد عاشقای بی مزار

                                 ای بارون

 

ببار ای بارون ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

                                  ای بارون

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف یار

داد و بیداد از این روزگار

ماه و دادن به شبهای تار

                                ای بارون

                                 

 

 

لينك ثابت| نوشته شده در دوشنبه هشتم مرداد 1386ساعت 21:6 توسط حدیثه |

>