تبليغاتX
به نام او که اگر حکم کند همه محکومیم

به نام او که اگر حکم کند همه محکومیم

غنچه با دل گرفته گفت:
زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی ؟
کدام یک درست گفته اند؟
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!

+نوشته شده در یکشنبه 1 آذر1388ساعت11:9توسط حدیثه | |

 خواهم که در این غمکده آرام بمیرم
گمنام سفر کردم و گمنام بمیرم
خواهم زخدایم که به دلخواه بمیرم
یعنی که تو را بینم و آنگاه بمیرم!

 

+نوشته شده در پنجشنبه 21 آبان1388ساعت11:46توسط حدیثه | |

زندگی را دوست دارم به شرطی که :

ز =آن زندان نباشد

ن = ندامت نباشد

د = درد نباشد

گ = گریه نباشد

و ی = آن یاْس نباشد

+نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت11:44توسط حدیثه | |

اگر می خوانم،می جویم،می یابم و می گویم،انگیزه ام دردی است که ریشه در جانم دارد و اگر از اینهمه سر بتابم درد با جان یکی شده ،خواهدم کشت. بیماری مرگ آوری هست که به تاریخ ، فرهنگ ، مذهب و مردممان هجوم آورده است و یک لحظه غفلت همه چیز را نابود خواهد کرد . این است که آرام نمی یابم ، چرا که درد شدیدتر از آن است که فرصت آرامشی دهد و بیماران ، به مرگ نزدیک تر از آن که بتوان به خوشایند و بدآینددیگران اندیشید...
{دکتر علی شریعتی}

+نوشته شده در چهارشنبه 20 آبان1388ساعت11:40توسط حدیثه | |

از شيوانا عارف بزرگ پرسيدند وفادارترين مردي که ديدي که بود؟ او گفت:"

 

جواني که هنوز ازدواج نکرده بود و هنوز نمي دانست همسرش کيست و

 

چه شکل و قيافه اي خواهد داشت اما با اين وجود هرگاه با دختري جوان

 

برخورد مي کرد شرم و حيا پيشه مي کرد و خود را کنار مي کشيد. او

 

وفادار ترين مردي بود که در تمام عمرم ديده بودم.                          

+نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت16:51توسط حدیثه | |

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب را درتمام آن منطقه دارد . جمعيت زياد جمع شدند . قلب او كاملاً سالم بود و هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند. مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت . ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست . مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود. قسمت‌هايي از قلب او برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين گوشه‌هايي دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد. در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟ مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛ قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي از زخم و بريدگي و خراش است . پير مرد گفت : درست است . قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام، من بخشي از قلبم را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛ اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند. بعضي وقتها بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند . گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام . اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست ؟ مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به جاي قلب مرد جوان گذاشت . مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود، اما از هميشه زيباتر بود زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود .

                                                                                                                       

+نوشته شده در جمعه 2 شهریور1386ساعت2:56توسط حدیثه | |

۱- ترانه فرنگیز با حجم ۳.۸ مگابایت

۲- ترانه خوابه بارون با حجم ۳.۴ مگابایت

۳- ترانه فاصله با حجم ۳.۴ مگابایت

۴- ترانه طلوع با حجم ۳.۹ مگابایت

۵- ترانه بارون با حجم ۴.۲ مگابایت

۶- ترانه غروب با حجم ۳.۴ مگابایت

+نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت2:49توسط حدیثه | |


امروز اومدم تا يك آهنگ ريبا از آلبوم جديد هيچكس قرار بدهم .
من خودم زياد آهنگ هاي رپ گوش نمي دهم ولي اين آهنگ واقعا ً ارزش شنيدن داره .
يك جوري مي خواد ناهنجاري هاي اجتمائي و همچنين اختلاف طبقاتي رو نشون بده ، كه به نظر من كاملا ً در اين كار موفق بوده است . دانلود كنيد ، مطمئن باشيد پشيمون نمي شويد

.

دانلود آهنگ : اینجا

 چون اينترنت من گازوئيليه فقط آهنگ برتر آلبوم رو قرار مي دهم .

+نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت2:43توسط حدیثه | |

سلام عزيزان ...
حتما شما هم مثل من مجموعه راه بي پايان كه چهار شنبه ها از شبكه سه پخش ميشه مي بينيد ! اشتباه حدس زديد ... اين پست نقد فيلم نيست . البته فيلم خوبيه و خيلي مخاطب داره بخصوص نسل جوان كه بيشتر جمعيت رو تشكيل مي دهند .
بين فيلم يك آهنگ از يك خواننده اسپانيايي پخش ميشه . واقعا زيباست و آدم رو به فكر فرو ميبره . اين خواننده Gipsy King نام داره و خيلي خواننده معروف و محبوبي هست . البته در ايران قبل از پخش سريال راه بي پايان زياد شناخته شده نبود .
تو اين پست مي خواهم يه عكس از اين خواننده به ضميمه آهنگ روي سريال رو بگذارم . اميدوارم خوشتون بياد .

دانلود آهنگ :اینجا

البته از اين خواننده يك آلبوم كامل رو دارم ولي چون فضاي كافي براي آپلود ندارم و همچنين اينترنت من خيلي كم سرعته و خيلي آپلود طول ميكشه نمي تونم آلبوم كامل رو بگذارم . سوالات دوستان هم خصوصي پاسخ دادم ولي اگه تونستن تو پست دوباره سوال و جواب ها مي گذارم شايد به دردتون بخوره . اگه سوالي هست در خدمتيم !
اميدوارم من اين قدر دوستون دارم شما هم به ما لطف داشته باشيد و نظرتون رو بگيد
!

+نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد1386ساعت2:39توسط حدیثه | |

+نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386ساعت4:7توسط حدیثه | |

يادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد

طلب عشق ز هر بي سر و پايي نکنيم

يادمان باشد اگر اين دلمان بي کس شد

طلب مهر ز هر چشم خماري نکنيم

يادمان باشد که دگر ليلي و مجنوني نيست

به چه قيمت دلمان بهر کسي چاک کنيم

يادمان باشد که در اين بهر دو رنگي و ريا

دگر حتي طلب آب ز دريا نکنيم

يادمان باشد اگر از پس هر شب روزيست

دگر آن روز پي قلب سياهي نرويم

يادمان باشد اگر شمعي و پروانه به يکجا ديديم

طلب سوختن بال و پر کس نکنيم

ولي آخر تو بگو با دل عاشق چه کنم؟

ياد من هست طلب عشق ز هر کس نکنم

گو تو آخر که نه انصاف و نه عدل است و نه داد

دل ديوانه من بهر که افتاده به خاک

ياد من هست که د يگر دل من تنها نيست

ياد من هست که ديگر دل تو مال من است

ياد من هست که باشم همه عمر بهر تو پاک

ياد تو باشم و هر دم بکنم راز و نياز

ياد تو باشد از اين پس من و تو ما شده ايم

هر دو عاشق دو پرستو دو مسافر شده ايم

 

 

+نوشته شده در پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت18:24توسط حدیثه | |

من از آینده می ترسم....من از فرداهای نیامده می ترسم....من می ترسم از کوچه های نا آشنا روزگار بگذرم....می ترسم به بن بست برسم....اگر راه برگشتی نبود چه باید بکنم؟؟؟می ترسم....ولی امید خواهم داشت  آنکه دوستش دارم کمکم کند و راه را نشانم دهد...تنهایم نگذار.....

                                                       

                                                  نظر یادتون نره!!

+نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت5:2توسط حدیثه | |

+نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت5:1توسط حدیثه | |

و چرا غصه ؟! چرا؟!

ماه من، قصه چرا؟!

آسمان را بنگر،که هنوز، بعد صدها شب و روز

مثل آن روز نخست

گرم و آبی و پر از مهر، به ما می خندد!

يا زمینی را که ،دلش از سردی شب های خزان

نه شکست و نه گرفت!

بلکه از عاطفه لبریز شد و

نفسی از سر امید کشید

و در آغاز بهار ، دشتی از یاس سپید

زیر پاهامان ریخت ،

تا بگوید که هنوز،پر امنیت احساس خداست !

ماه من قصه چرا؟!

تو مرا داری و من

هر شب و روز ،

آرزویم ، همه خوشبختی توست!

ماه من ! دل به غم دادن و از یاس سخن ها گفتن

کار آنهایی نیست ، که خدا را دارند...

ماه من ! غم واندوه ، اگر هم روزی، مثل باران بارید

یا دل شیشه ایت ، از لب پنجره عشق ، زمین خورد و

شکست،

با نگاهت به خدا ، چتر شادی وا کن

و بگو با دل خود ، که خدا هست ، خدا هست !

او همانی است که در تار ترین لحظه شب ، راه نورانی امید

نشانم می داد...

او همانی است که هر لحظه دلش می خواهد ، همه زندگی ام،

غرق شادی باشد ...

ماه من !

                                                         غصه اگر هست، بگو تا باشد !

                                                       معنی خوشبختی ،

                                                      بودن اندوه است...!

ای                                                این همه غصه و غم ، این همه شادی و شور

                                         چه بخواهی و چه نه ! میوه یک باغند

                                        همه را با هم و با عشق بچین...

                                        ولی از یاد مبر؛

پشت                                    هر کوه بلند ، سبزه زاری است پر از یاد خدا !

                                             و در آن باز کسی می خواند ؛

                                          که خدا هست ،خدا هست

                                          و چرا غصه ؟! چرا؟!

+نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386ساعت21:2توسط حدیثه | |

*قسمت نشد ببینمت خدانگهداری کنم*

*فرصت نشد بمونم و از تو نگهداری کنم*

*گفتم اگه ببینمت دل کندنم سخته برات*

*اگه یه وقت بگی نرو رفتن پر از درد برام*

*گفتم صدات و نشنوم ندیده از پیشت برم*

*پشت سرم زاری نکن چی کار کنم مسافرم*

*من میرم ولی باز تو بدون همیشه*

*یاد تو از خاطر من فراموش نمی شه*

*گل من خوب می دونی بی تو تک و تنهام عزیزم اگه تو نباشی می میرم*

*نامه رو تا تهش بخون گریه نکن طاقت بیار*

*نامه رو خط خطی نکن دو جمله هم دووم بیار*

*باور نکن یه بی وفا نامه می زارم و میرم ،نه!*

*قسمت زندگیم اینه به کی بگم مسافرم*

*سهم من از تو دوریه*

*تو لحظه های بی کسی*

*قشنگی قسمت ماست که ما به هم نمی رسیم*

*همیشه زنده میمونم با یه عالمه ترانه هام*

*منو ببخش اگه باز اشکام چکید رو نامه هام*

*دیگه تموم شد فرصتم خاطره هام پیشت باشه*

*تموم خاطره هاش خدا نگهدارت باشه*

+نوشته شده در شنبه 13 مرداد1386ساعت8:30توسط حدیثه | |

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت5:46توسط حدیثه | |

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت5:19توسط حدیثه | |

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت5:15توسط حدیثه | |

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت5:15توسط حدیثه | |

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت4:58توسط حدیثه | |

 

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت4:56توسط حدیثه | |

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت4:32توسط حدیثه | |

مسابقه مسابقه

کلیپ فلشو ببینید و اسم خواننده را بگین و از ما جایزه بگیرین!!!!

+نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت4:15توسط حدیثه | |

+نوشته شده در پنجشنبه 11 مرداد1386ساعت1:12توسط حدیثه | |

اووووه!!!!! شب خوش!!!!!

+نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت20:18توسط حدیثه | |

گاهی وقتها شیطنت کار دست آدم میده!!!!!

+نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت20:12توسط حدیثه | |

 

+نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت20:0توسط حدیثه | |

مژده مژده

کلیپ فلش(خزان) برای علاقه مندان به موسیقی سنتی!!!!

خیلی زیباست

+نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت19:40توسط حدیثه | |

ببار ای بارون ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

                                  ای بارون

دلا خون شو خون ببار

بر کوه و دشت و هامون ببار

به سرخی لبای سرخ یار

به یاد عاشقای این دیار

به داد عاشقای بی مزار

                                 ای بارون

 

ببار ای بارون ببار

با دلم گریه کن خون ببار

در شبای تیره چون زلف یار

بهر لیلی چو مجنون ببار

                                  ای بارون

ببار ای ابر بهار

با دلم به هوای زلف یار

داد و بیداد از این روزگار

ماه و دادن به شبهای تار

                                ای بارون

                                 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت21:6توسط حدیثه | |

این کلیپ فلش هم واسه اونایی که تولدشونه!!! حتما ببینید!!

**********تولدت مبارک**********

+نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت2:17توسط حدیثه | |